آوینا محمد ابراهیمآوینا محمد ابراهیم، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
آبجی ْ مهنا « خودم»آبجی ْ مهنا « خودم»، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه سن داره
داداش محمد هانی ، داداشِ آویناداداش محمد هانی ، داداشِ آوینا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه سن داره
بابا ابوالفضلبابا ابوالفضل، تا این لحظه: 43 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
مامان طاهرهمامان طاهره، تا این لحظه: 40 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
مامان سکینهمامان سکینه، تا این لحظه: 63 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره
مامان عصمتمامان عصمت، تا این لحظه: 68 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره
بابا عبداللهبابا عبدالله، تا این لحظه: 63 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره
بابا محمد رضا ⁦🤲🏻⁩روحش شاد ⁦🤲🏻⁩بابا محمد رضا ⁦🤲🏻⁩روحش شاد ⁦🤲🏻⁩، تا این لحظه: 71 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره
نوشتن خاطرات قشنگ با هم بودنمان 💚🧡❤️💙نوشتن خاطرات قشنگ با هم بودنمان 💚🧡❤️💙، تا این لحظه: 5 سال و 3 روز سن داره

یه روزی یه آبجی ...

⭐🌈

سفرنامه مشهد 🤲🏻

سلام 😁 سه شنبه ۱۲ شب بلیط قطار داشتیم ، ماشین رو گذاشتیم پارکینگ نزدیک راه آهن. قطارش ۶ تخته بود که نسبت ۶تخته ها خوب بود. حدود ۱۱ صبح رسیدیم، تحویل هتل ۱ بود که تا رفتیم هتل همون ۱ شد . ساک هامون رو گذاشتیم تو لابی و رفتیم ناهار. بعد تحویل اتاق تا ۴ استراحت کردیم و بعد رفتیم تا شب حرم. ​​​​​روزای بعدم معمولاً ما تو هتل می موندیم و مامان میرفت حرم و بابا کلاس های آموزشی که از طرف محل کارش بود. روز یکی مونده به آخرم محمد هانی و بابا رفتن موج های خروشان که قسمت نشد ما خانما بریم. برگشت هم که با قطار بود و خدارو شکر خوب بود . راه به راه هم برگشتیم اراک چون بعدش سفر اربعین در انتظارمون بود... ان...
15 شهريور 1401
1