آوینا محمد ابراهیمآوینا محمد ابراهیم، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
آبجی ْ مهنا « خودم»آبجی ْ مهنا « خودم»، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه سن داره
داداش محمد هانی ، داداشِ آویناداداش محمد هانی ، داداشِ آوینا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه سن داره
بابا ابوالفضلبابا ابوالفضل، تا این لحظه: 43 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
مامان طاهرهمامان طاهره، تا این لحظه: 40 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
مامان سکینهمامان سکینه، تا این لحظه: 63 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره
مامان عصمتمامان عصمت، تا این لحظه: 68 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره
بابا عبداللهبابا عبدالله، تا این لحظه: 63 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره
بابا محمد رضا ⁦🤲🏻⁩روحش شاد ⁦🤲🏻⁩بابا محمد رضا ⁦🤲🏻⁩روحش شاد ⁦🤲🏻⁩، تا این لحظه: 71 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره
نوشتن خاطرات قشنگ با هم بودنمان 💚🧡❤️💙نوشتن خاطرات قشنگ با هم بودنمان 💚🧡❤️💙، تا این لحظه: 5 سال و 3 روز سن داره

یه روزی یه آبجی ...

⭐🌈

مهمونی های یهویی🤩 پنجشنبه جمعه ای شلوغ 😍

1400/10/18 10:05
نویسنده : آبجی مهنا
480 بازدید
اشتراک گذاری

خوب شنبه امتحان مطالعات دارم که از دوازده درس خیلی سخت هست و حسابی استرس دارم و نیم ساعت دیگه با ثنا میریم  مدرسه ، که خودش ماجرای جدا داره...

صبح قبل امتحان 👆🏻

شب قبل خواب🤭😁👇🏻

ولی اینو بگم که قرار بود چهارشنبه برف بیاد پس ما قرار گذاشتیم پنجشنبه یه سر بریم خمین ، که هم به عمه صفیه یه سر بزنیم هم خرید کنیم (لبنیات و پروتئین ها مون رو از خمین می خریم).

اما از اونجایی که صبح قبل امتحان من ۲۰ دقیقه  برف اومد و کلا نظر هوا شناسی عوض شد ما چهارشنبه عصر رفتیم.

خلاصه که کلی خوش گذشت ، از سه رفتیم تا ۹:۳۰ ،۱۰ موندیم (درسته که سحر خیزیم ولی نه اینقدر زود 😆 این به خاطر این بود که ۴۵ دقیقه از خمین تا اراک راهه)

خاله فهیمه اینا هم اومدن ، با محدثه جوکر(رئالیتی شو فصل دومش) دیدیم ، محدثه هم افسون رو دانلود کرده بود که اونم دیدیم 👌🏻

ماجرای جمعه هم مهمونی خونه ی خاله مهدیه اینا بود (شوهرشون همکار باباست و خودش با خانمش هماهنگ کرد و به بابا زنگ زد) ، که قرار بود یه مهمونی در حد عید دیدنی باشه که به یه وعده  و ۴ ساعت ختم شد😁

ما هم که کلی بچه دور هم ، حسابی بازی کردیم (به سن هامون نگاه نکنید اگر نگه مون ندارن قایم موشک هم بازی می کردیم😆) .

تازه ما هم سنم هستیم ، ساجده با اختلاف چند ماه از محمد هانی بزرگتره ، فاطمه زهرا با اختلاف چند ماه (حدود یک سال) از من کوچیک تره و محمد صدرا با فاصله چند ماه (خیلی کم) از آوینا کوچیک تره.

القصه که بازی های مثل اسم فامیل و اینا بازی کردیم و کلی حرف زدیم 🤭

عکس مون هم هر وقت از مامان ریختم میزارم 😉

​​​​​​

نکته: این پست مربوط به چندین روز پیشه فقط من یادم رفت از حالت چکنویس خارجش کنم

پسندها (3)

نظرات (2)


22 دی 00 16:51
همیشه به خوشی مهنا جون
آبجی مهنا
پاسخ
خیلی ممنون عشقم

23 خرداد 01 15:21
تو فامیلمون یه دختر خاله ۱۰ ساله و یه پسر خاله ۱۱ ساله دارم 
بقیه مزدوج شدن💔
تو فامیل پدری یه دختر عمو یه سال بررگتر دارم ۱۰ سال یبار در حد ۱ کلمه😅😅
ر
آبجی مهنا
پاسخ
به خدا تو از خوشبخت تری 🙃