آوینا محمد ابراهیمآوینا محمد ابراهیم، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
آبجی ْ مهنا « خودم»آبجی ْ مهنا « خودم»، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
داداش محمد هانی ، داداشِ آویناداداش محمد هانی ، داداشِ آوینا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
بابا ابوالفضلبابا ابوالفضل، تا این لحظه: 43 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره
مامان طاهرهمامان طاهره، تا این لحظه: 40 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره
مامان سکینهمامان سکینه، تا این لحظه: 64 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
مامان عصمتمامان عصمت، تا این لحظه: 69 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
بابا عبداللهبابا عبدالله، تا این لحظه: 64 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
بابا محمد رضا ⁦🤲🏻⁩روحش شاد ⁦🤲🏻⁩بابا محمد رضا ⁦🤲🏻⁩روحش شاد ⁦🤲🏻⁩، تا این لحظه: 72 سال و 22 روز سن داره
نوشتن خاطرات قشنگ با هم بودنمان 💚🧡❤️💙نوشتن خاطرات قشنگ با هم بودنمان 💚🧡❤️💙، تا این لحظه: 5 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

یه روزی یه آبجی ...

⭐🌈

صدت و میکا

1399/11/20 16:43
نویسنده : آبجی مهنا
239 بازدید
اشتراک گذاری

بله فکر کنم از عنوان متنم فهمیده باشی که راجع به چی می خوام بنویسم ؛ یه دونه صدف داری با یه سنگ رودخانه ای قرمز که خیلی دوست شون داری و همیشه توی بازی هات  صدف «بهش میگی صدت» و سنگ قرمزت برای نیکا « که بهش میگی میکا » میزاری.

و شروع می‌کنی و جای میکا حرف میزنی :

نیکا_ صدت کاش زنده می‌شدی باهم بازی میکردیم .

آوینا _ میکا گریه نکن بیا من باهات بازی کنم .

البته توی همه ی عکس هات ادا در آوردی و این فقط قابل انتشار بود😅😁

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)